Get Adobe Flash player
خانه خبرها اخبار مذهبی شیعیان امام پرست هستند!
(0 votes, میانگین 0 از 5)
na807571

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، ملازاده عامل متعصب شبکه وهابی وصال در برنامه ای هرگونه زیارت وتوسل به ائمه معصومین علیهم السلام را امام پرستی دانست البته این نوع اظهارات حاصل تعصب وعدم آگاهی وی از مبانی اعتقادی شیعیان می باشد.

ملازاده عامل متعصب شبکه وهابی وصال در برنامه ای هرگونه زیارت وتوسل به ائمه معصومین علیهم السلام را امام پرستی دانست البته این نوع اظهارات حاصل تعصب وعدم آگاهی وی از مبانی اعتقادی شیعیان می باشد درحالی که هر انسان منصف مسلمانی با مطالعه آیات قرآن وسنت به این نتیجه خواهد رسید که واسطه قرارائمه دادن به معنای مستقل دانستن ایشان در استجابت دعا نیست بلکه واسطه قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خداوند و درخواست حاجت از خداوند به خاطر آن وسیله، به هیچ وجه ممنوع نیست وهمچنین در مورد زیارت نیز می توان به آیات و روایات متعددی را می توان اشاره کرد که به جواز و مقرب بودن آن اشاره دارد.
پاسخ تفصیلی شبهه

«توسل» از ماده «وسل» به معنای تقرّب جستن و یا چیزی که باعث تقرّب به دیگری از روی علاقه و رغبت می‎شود؛ می باشد،[1] و توسل شامل شفاعت نیز می‎شود، «شفاعت» از ماده «شفع» به معنای ضمیمه کردن چیزی به همانند او است.[2] و در مفهوم قرآنی، شخص گناهکار به خاطر پاره‎ای از جنبه‎های مثبت (مانند: ایمان، عمل صالح و...) شباهتی با اولیاء الله پیدا می‎کند و آنها با کمک‎های خود، او را به سوی کمال سوق می‎دهند، و از پیشگاه خداوند تقاضای عفو می‎کنند (ص: 52)

آیه‎ای که به مسئله «توسل» اشاره دارد؛ آیه 35 سوره مائده است که خداوند می‎فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ای کسانی که ایمان آورده‎اید پرهیزکاری پیشه کنید و وسیله‎ای برای تقرب به خدا، انتخاب نمایید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.

وسیله در آیه فوق، معنای بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار می‎شود، شامل می‎گردد، همانطورکه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: بهترین چیزی که به وسیله آن می‎توان به خدا نزدیک شد، ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه او، نماز، زکات، روزه، حج، صله رحم، انفاق ... می‎باشند.[3]

و از آیات دیگر نیز استفاده می‎شود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خداوند و درخواست حاجت از خداوند به خاطر آن وسیله، به هیچ وجه ممنوع نیست، همانطور که حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ از خداوند برای عمویش، طلب استغفار کرد، قرآن می‎فرماید: و استغفار ابراهیم برای پدرش (عمویش آزر) فقط به خاطر وعده‎هایی بود که به او داده بود (تا وی را به سوی ایمان جذب کند) امّا هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست، از او بیزاری جست، چرا که ابراهیم مهربان و بردبار است.،[توبه، 114] یا در سوره یوسف آیه 97، زمانی که گناهان برادران یوسف آشکار شد، آنها به پدرشان گفتند: ای پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم.

این آیات نشان می‎دهد که انسان‎های صالح را می‎توان وسیله برای استغفار و طلب حاجت از خداوند قرار داد. این توسل در حقیقت توجه به خداست نه غیر خدا.

متوسل شدن به افراد در حقیقت توسل به مقام روحانی آنهاست که روح خود را پرورش داده و به کمالاتی رسیدند. و روح برای بقاست نه برای فنا؛. لذا می‌توان از افرادی که در قید حیات نیستند، متوسل شد، عالم اهل تسنن در کتاب «وفاء الوفا» می‌نویسد: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر و از مقام و شخصیت او، هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش و هم در عالم برزخ و هم در روز رستاخیز، عمر بن خطاب می‌گوید: حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ به پیشگاه خداوند چنین عرض کرد: یا رب اسئلک بحق محمد لما غفرت لی، خداوندا! به حق محمد از تو تقاضا می کنم که مرا ببخش!

در زمان خلیفه دوم سالی قحطی شد، بلال به همراه عده‌ای از صحابه بر سر قبر پیامبر آمد و چنین گفت: یا رسول الله! استسق لامتک... فاعفم قد هلکوا...» ای پیامبر! از خدایت برای امتت باران بفرست که ممکن است همه هلاک شوند.[4]

با وجود روایات زیاد در کتابهای اهل تسنن، باز هم گروهی از آنان به مسئله توسل و شفاعت خرده می‌گیرند و آن را انکار می‌کنند و آن را نوعی استقلال در مقابل خداوند تلقّی می‌کنند، در حالی که از این جمله غافل هستند که متوسل شدن به انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ در حقیقت متوسل شدن به خداست، و آنها عملی را جز با رضایت و اذن خداوند انجام نمی‌دهند.

«قل لا اسئلک لنفسی ضرّاً و لا نفعاً الا ما شاء الله»[ یونس،49] بگو! من برای خودم زیان و سودی را مالک نیستم، مگر آن چه خدا بخواهد.

علاوه بر این، توسل روح امید را افزایش، روح یأس را کاهش، و ایجاد رابطه معنوی با خدا و اولیاء الله و تحصیل رضایت خداوند و توجه به سلسله شافعان و... را به وجود می‌آورد.

یکی دیگر از اشکالات مهم وهابیت بر مسلمانان همین مسأله زیارت است که این عمل را به عنوان یک عمل شرک آمیزو قبر پرستی یاد می کنند.

قبل از استدلال به قرآن و روایات فراوان در خصوص جواز زیارت قبور لازم است به مفهوم سنت و بدعت اشاره کنم: سنت در لغت به معنای «دستور، مقررات و قانون می باشد و در اصطلاح به معنای) قول معصوم و فعل او و تقریر او است.)

بدعت در لغت به معنی عمل بی سابقه و جدید است. دراصطلاح هرچیزی که بر دین افزوده یا از آن کاسته شود و این عمل، به حساب دین گذاشته شود.

حال با توجه به معنای اصطلاحی بدعت و سنت، با تتبع در آیات قرآن و سنت و سیره ی نبوی برای جویندگان راه حق و حقیقت روشن می گردد که زیارت قبور از مقوله ی سنت است، نه بدعت وشرک.

قرآن و زیارت قبور

مشروعیت زیارت قبور ـ عموماً ـ قبر پیامبر ـ خصوصاً ـ از نظر قرآن به اثبات رسیده است؛ چنان که خداوند خطاب به پیامبر می فرماید: (وَ لا تُصلِّ عَلی اَحَد مِنْهُمْ اَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ اِنَّهُمْ کَفَروُا بِاللّهِ وَ رَسولِهِ وَ مَاتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ)[ توبه، 84]

هرگز، بر مرده ی هیچ یک از آنان (منافقان) نماز نگذار و بر قبر آنان (برای طلب مغفرت) نایست. آنان به خدا و پیامبر او کفر ورزیده و در حالی که فاسق و بدکارند، مرده اند.

در این آیه خداوند برای کوبیدن شخصیت منافق، به پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ دستور می دهد که هیچ گاه بر جنازه ی احدی از منافقان نماز مگذارد و بر قبر آنان نایستد. مفهوم آن این است که درباره ی غیر منافق (مؤمنین) این کار خوب و شایسته است. اکنون باید ببینیم مقصود از (وَ لا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ) چیست؟ آیا مقصود، ایستادن به هنگام دفن آنان است یا مقصود اعم از موقع دفن و دیگر مواقع است؟ برخی از مفسران، مانند بیضاوی در تفسیر خود و نویسنده تفسیر روح البیان به این آیه از دید وسیع نگریسته و آن را چنین تفسیر می کنند: «وَ لا تَقِفْ عِندَ قَبْرِهِ لِلْدَّفْنِ أوِ الزِّیارَه»[5] از اطلاق آیه همین معنای گسترده به دست می آید، اعم از توقف هنگام دفن و یا وقوف پس از آن.

و نیز در قرآن می خوانیم: (ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً)[نساء،64] واگر این مخالفان،هنگامی که به خود ستم می کردند(و فرمانهای خدا را زیر پا می گذاردند)، به نزد تو (ای پیامبر) می آمدند، و از خدا طلب آمرزش می کردند، و پیامبر هم برای انها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند. بدون شک مفهوم زیارت عبارت است از حضور نزد پیامبر اعم از آن که این حضور برای استغفار باشد یا غیر آن. و پس از آن که رجحان و مشروعیت این کار در زمان حیات پیامبر ثابت شد، پس از رحلت نیز ثابت خواهد بود؛ زیرا با ادله ی دیگر به اثبات رسیده که پیامبر پس از رحلت از این جهان، حیات و زندگی برزخی دارد و سلام مردم را می شنود و جواب می گوید و اعمال مردم بر او عرضه می شود. لذا دانشمندان اسلامی از این آیه عموم فهمیده و آن را شامل حال حیات و ممات پیامبر دانسته اند و حتی گفته اند: مستحب است این آیه کنار قبر آن حضرت تلاوت شود.[6]

زیارت قبور از دیدگاه سنت (روایت)

روایاتی که به طور عام بر جواز زیارت قبور دلالت دارند
1. ابی ذر غفاری می گوید: پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ به من فرمود: «زرِ القُبُورَ تَذْکُرْ بِها الاَخِرَه»[7] قبور را زیارت کنید و به وسیله آن آخرت را به یاد بیاورید. حاکم بعد از نقل این حدیث در مستدرک خود می گوید: «هذا الحدیث صحیح».

3. در کتاب های معتبر اهل سنت از راه های مختلف نقل شده که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ فرمود: «کُنْتُ نَهَیْتُکُمْ عَنْ زیارَه القُبُور، فَزُورُها فَإنَّها تُزَهِّدُ فی الدُّنیا وَ تُذَکِّرُ الاخِره»[8] در بعضی روایت می فرماید: «... فَزورُ القبور فانّها تذکرکُمْ الموتُ»[9])؛ من شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم (اما) از این به بعد زیارت کنید؛ زیرا زیارت قبور، شما را نسبت به دنیا بی اعتنا و زاهد می گرداند و آخرت را به یاد می آورد و در روایت دیگر می فرماید: قبرها را زیارت کنید؛ زیرا زیارت آن ها مرگ را به یادتان می آورد.

روایات خاصه در زیارت قبر نبی اکرم ـ صلی الله علیه وآله ـ
1. «مَنْ زارَنی بَعْدَ مَوْتی کان کَمَنْ زارَنی فِی حَیاتی»[10]؛ هر کس پس از مرگم مرا زیارت کند، مثل این است که مرا در حال حیات زیارت کرده است.
2. «مَنْ زارَ قَبْرِی (أو قَالَ مَنْ زارَنی) کُنْتُ شَفِیعاً لَهُ[11]؛ هر کس قبر مرا زیارت کند، من شفیع او می گردم».
3. «عَن عَبْدِ اللّه بن عُمَر: من زارَ قَبْری وَجَبَتْ لَهُ شَفاعَتی[12]؛ هر کس قبر مرا زیارت کند از شفاعتم بهره مند خواهد بود.»
سیره پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ و اصحاب او در زیارت قبور
1. عن ابو هریره قال: «زار النبی قَبْرَ اُمِّهِ، فَبَکی وَ أَبکی مَنْ حَوْلَهُ... وَ قال: فزوروا القبور فانها تُذَکِّرُکُمْ الْمُوْتُ»[13]

ابو هریره می گوید: پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ قبر مادر خود را زیارت کرد و در کنار قبر او گریست و کسانی را که دور او بودند گریاند و فرمود: قبرها را زیارت کنید زیرا زیارت آن ها مایه ی یادآوری مرگ است.

2. نافع بن هلال می گوید: «کان ابن عُمر رأیتُهُ مائه مَرَّه أو اکثر، یجیء إلی القبر فیقول: السلام علی النبی...[14]؛بیش از صد بار دیدم که عبدالله عمر به زیارت قبر پیغمبر می آمد و می گفت: السلام علی النبی...».

روایاتی که دلالت بر کیفیت زیارت اهل قبور دارد: در کتاب های احادیث اهل سنت مانند صحاح و سنن، راجع به آداب و کیفیت زیارت اهل قبور، احادیث زیادی وارد شده است. به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

1. عایشه می گوید: پیامبر زیارت قبور را برای من تعلیم کرد. «تأمرنی ربّی آتی البقیع فَاسْتَغفِرَ لَهُم قالَتْ قُلتَ کیفَ اَقُولُ لَهُم یا رسول اللّه؟ قال: قُولی: السلامُ علی اَهلی الدّیار مِنَ المؤمنینَ و المسلمینَ یَرْحَمُ اللّهُ المُستَقدمینَ مِنّا وَ المُسْتأخِرینَ وَ إنّا إن شاءَ اللّهُ بِکُمْ لَلاحِقُونَ»[15])

پروردگارم دستور داد که به بقیع بیایم و بر آن ها طلب آمرزش کنم. عایشه می گوید: گفتم یا رسول اللّه! من چه بگویم؟ فرمود: بگو سلام بر اهل این دیار از مؤمنان و مسلمانان، خدا گذشتگان از ما و عقب ماندگان از ما را رحمت کند! ما به شما به همین زودی ملحق می شویم.

2ـ از بعضی احادیث استفاده می شود که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ با اصحاب خود به طور دسته جمعی به زیارت اهل قبور می رفتند و حضرت به آن ها تعلیم می کرد که اهل قبور را چگونه زیارت کنند. مانند این حدیث که می گوید: «کان رسولُ اللّه یُعَلِّمُهُمْ اِذا خَرَجُوا اِلی المقابِرِ فکان قائِلُهُمْ یَقُولُ: السّلامُ علی اَهل الدّیار (یا) السلام علیکم اَهْلَ الدِّیار مِنَ المؤمنینَ وَ المُسلمینَ وَ إنّا إن شاءَ اللّهُ للاحِقونَ أَسئَلُ اللّهَ لَنا وَ لَکُمُ العافِیَه»[16])

افزودن نظر


تاریخ امروز

امروز : يكشنبه
25. آذر 1397
7. ربيع‌الثاني 1440
16. دسامبر 2018

اوقات شرعی



آخرین نظرات