Get Adobe Flash player
خانه یاران و شاگردان شاگردان ابو هارون مکفوف
(2 votes, میانگین 5.00 از 5)

شعر صناعتی لفظی است که در بین تمام ملل رایج است و با وجود اختلافهای فرهنگی زیادی که در بین آنها وجود دارد همه از این فن در بیان استفاده می کنند . هدف اصلی از شعر تأثیر گذاشتن بر قلبهای دیگران به جهت بر انگیختن عواطف آنهاست مانند شادی ، اندوه ، شجاعت ، غضب ، ترس ، بزرگ شمردن یا تحقیر چیزی یا کسی و ...

مهمترین عنصر در شعر ، تصویر نمودن در ذهن و خیال است و همین تصویر در خیال مهمترین سببی است که باعث می شود شعر در دل مردم اثر بگذارد، زیرا به تصویر کشیدن هر واقعه اثر گذارتر از نقل آن واقعه است به تنهایی ، و به همین جهت است که سینما تأثیر بسیار بالایی بر جوامع بیشری دارد.(1)

در جامعه ی عرب مخصوصا تا زمانی که هنوز اسلام پا از جزیرة العرب فراتر ننهاده بود و فرهنگهای مختلف با فرهنگ عربی آمیخته نشده بود شعر از جایگاه بسیار بالایی بر خوردار بود ومردم در زندگی روز مره ی خود از آن بهره می بردند .

با وقوع حادثه ی عاشوراء ، ماجراهای اتفاق افتاده در کربلا به تدریج توسط خود جنایتکاران یا شاهدان بین مردم پخش شد وسینه به سینه به نسلهای بعد منتقل شد وهر کس بسته به نگاه خود از آن وقایع برداشتی و به همین خاطر که هر کس می خواست تصویری از کربلا ارایه نماید پای شعر به میان آمد مخصوصا شعر عرب که لبریز از استعاره و کنایه است و امامان شیعه نیز بر سرودن شعر برای سالار شهیدان تشویق و ترغیب می نمودند زیرا که شعر یکی از مؤثر ترین ابزار فرهنگی در آن زمان ( وحتی در زمان ما ) می باشد.

یکی از شاگردان امام صادق علیه السلام که به جهت سرودن شعر حسینی مورد تشویق اما م علیه السلام قرار گرفت ابو هارون مکفوف بود.

نام او را موسی بن ابی عمیر یا موسی بن عمیر یا موسی بن عمیرة دانسته اند واهل کوفه بوده است و محضر امام باقر وامام صادق علیهما السلام را درک کرده است .

او می گوید : امام صادق علیه السلام به من فرمودند: ای ابا هارون درباره ی امام حسین علیه السلام شعر بخوان ، من هم شعری خواندم وامام گریه کردند، سپس فرمودند: همان طور که خودتان می خوانید بخوان – یعنی با رقت – من هم این قصیده را خواندم:

امرر علی جدث الحسین       فقل لأعظمه الزکیة

وامام گریه کردند سپس فرمودند: بیشتر برای ما بخوان ، من هم قصیده ی دیگری خواندم

[ یا مریم قومی فاندبی مولاک       وعلی الحسین فاسعدی ببکاک (2) ]

وامام گریه نمودند و از پشت پرده صدای شیون زنان به گوش می رسید ، وهنگامی که از خواندن شعر فارغ شدم امام صادق علیه السلام به من فرمودند: ای ابا هارون ، هر کس برای امام حسین شعری بسراید و خودش گریه کند و ده نفر را به گریه آورد بهشت برای او نوشته می شود، و هر کس برای امام حسین شعری بسراید و خودش گریه کند و پنج نفر را به گریه آورد بهشت برای او نوشته می شود، و هر کس برای امام حسین شعری بسراید و خودش گریه کند و یک نفر را به گریه آورد بهشت برای آن دو نوشته می شود، و هر کس نام امام حسین نزد او برده شود و از چشمش به اندازه ی بال مگسی اشک خارج شود ثواب او بر خداست و خدا برای او غیر از بهشت راضی نمی شود.(3)

ابوهارون که نابینا بود همیشه مورد تفقد امام صادق علیه السلام قرار می گرفت و خودش می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند: ای اباهارون آیا خوشحال میشوی کسی داشته باشی که همراه تو باشد ؟ گفتم : بله فدایت شوم ، وامام علیه السلام به من سی دینار دادند وفرمودند: یک خادم کسومی بخر و من هم آن خادم را خریدم.(4)

ابو هارون در جای دیگری می گوید: در مدینه نزد امام می رفتم ، چند روزی امام علیه السلام مرا ندیدند ، بعد از آنکه نزد ایشان رفتم به من فرمودند: چند روز تو را ندیدم ای ابا هارون ، عرض کردم: پسری برای من متولد شد، فرمودند: خدا به تو برکت دهد ، اسمش را چه گذاشتی؟ عرض کردم: نام او را محمد گذاشتم . امام علیه السلام صورت مبارک را تا نزدیک زمین آوردند در حالیکه می فرمودند: محمد محمد محمد ، تا اینکه نزدیک بود صورت مبارک به زمین برسد ، سپس فرمودند: من و فرزندانم و خانواده ام و پدر ومادرم و همه ی مردم زمین فدای رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) ، او را دشنام مده و او را مزن وبا او بد رفتاری مکن ، وبدان خانه ای نیست در زمین که در آن اسم محمد باشد مگر اینکه هر روز تقدیس می شود .

سپس فرمودند: او را عقیقه کرده ای؟ من سکوت کردم ، وهنگامی که دیدند من سکوت کردم گمان بردند که من عقیقه نکرده ام . وفرمودند: مصادف نزدیک من بیا ، وبه خدا من نشنیدم امام به مصادف چه فرمودند مگر اینکه گمان کردم که او را امر به چیزی نمودند. ومن خواستم برخیزم که امام علیه السلام به من فرمودند: ابو هارون سر جایت باش. سپس مصادف با سه دینار نزد من آمد و آنها را در دست من گذاشت و امام فرمودند: ای اباهارون برو دو گوسفند بخر وآنها را فربه کن و ذبح کن وخودت تناول کن واطعام نیز بده.(5)

پی نو شتها :

(1) المنطق علامه مظفر ، 427 – 431 ( انتشارات سید الشهداء ، قم ).

(2) کامل الزیارات ، 211 ( مؤسسة النشر الاسلامی ) .

(3) کامل الزیارات ، 208.

(4) جامع احادیث الشیعة 21 ، 131 . کسوم منطقه ای در حبشه میباشد .

(5) الکافی 6 ، 39 (دار الکتب الاسلامیة).


افزودن نظر


تاریخ امروز

امروز : يكشنبه
25. آذر 1397
7. ربيع‌الثاني 1440
16. دسامبر 2018

اوقات شرعی



آخرین نظرات