Get Adobe Flash player
خانه گفتگو و مناظره ها چه دليلى بر آفريننده عالم وجود دارد؟
(0 votes, میانگین 0 از 5)

emam_sadegh_a10

هشام بن حكم نقل می کند:

از جمله سؤالات فرد زنديقى كه نزد امام صادق عليه السّلام بود پرسيد اين بود كه: چه دليلى بر آفريننده عالم وجود دارد؟

امام صادق عليه السّلام فرمود: افعال و كارهايى است كه دلالت بر صانع آن- همو كه عمل را انجام داده- مى‏ كند. مگر وقتى به ساختمان استوار مرتفعى مى ‏نگرى ابتدا پى به سازنده آن- هر چند او را نديده باشى- نمى‏ برى؟.

پرسيد: او چيست؟

فرمود: او چيزى است خلاف اشياء ديگر، به كلام سابق خود باز مى ‏گردم: او چيزى است‏ كه موجب اثبات خود است، و او چيزى به حقيقت وجود است، غير از اينكه او جسم نيست، صورت ندارد، حسّ نمى ‏شود، و ملموس نيست، نه با حواسّ پنجگانه درك شود و نه اوهام او را دريابد، نه گذشت زمان از او مى‏ كاهد، و نه زمان تغييرش مى ‏دهد.

پرسيد: ما هيچ قابل و هم و انديشه ‏اى را نديده‏ ايم جز آنكه مخلوق بوده است؟

امام صادق عليه السّلام فرمود: اگر كار همينگونه باشد كه شما قائليد، ديگر توحيد براى ما معنايى ندارد، زيرا ما مكلّف نشده ‏ايم به چيزى كه در وهم نايد معتقد شويم، بلكه اعتقاد ما اين است: هر چه با حواسّ پنجگانه درك شود و همان آن را محدود سازد، مصوّر بوده و آن مخلوق است، و ناچار به اثبات صانع اشياء هستيم خارج از دو مورد مذموم: يكى نفى، كه نفى همان ابطال و عدم است، و جهت دوم تشبيه به صفات مخلوقاتى كه تركيب و تأليفشان ظاهر است، پس هيچ چاره‏ ى نيست جز در اثبات صانع براى وجود مصنوعات، و اضطرار مصنوعات به ما مى‏ فهماند كه آنها مصنوع و ساخته شده‏ اند، و اينكه صانع آنها غير آنهاست و نه مانند آنها، زيرا شباهت به آنها در ظاهر تركيب‏ و تأليف و حدوث آنها پس از آنكه نبودند پيدا شدند، و انتقال آنها از كوچكى به بزرگى، و سياهى به سفيدى، و قوّت به ضعف، و احوال موجودى كه به جهت ثبات و وجودشان نيازى به تفسير ندارد.

پرسيد: تو خود او را محدود ساختى وقتى وجود او را ثابت نمودى!.

فرمود: محدودش نساختم بلكه او را اثبات نمودم، زيرا اثبات و نفى هيچ شباهتى به هم ندارند.

پرسيد: پس در آيه: «خداى رحمان بر عرش بر آمده است- طه: 5» چه مى ‏فرمايد؟

امام أبو عبد اللّه الصّادق عليه السّلام فرمود: اينگونه خود را وصف نموده، و نيز او آشكار از خلق بر تخت برآمده است، بدون آنكه عرش حامل يا در بردارنده يا محلّ او باشد، بلكه ما معتقديم كه خود او حامل و در برگيرنده عرش است، و استناد به اين آيه كريمه مى ‏كنيم كه:

«كرسىّ او آسمانها و زمين را فرا گرفته است/بقره: 255»،

پس هر چه بايد از عرش و كرسى ثابت كنيم كرديم، و نيز اينكه عرش و كرسى در بردارنده او باشند را نفى نموديم، و اينكه خداوند عزّ و جلّ نيازمند مكانى يا چيزى از مخلوقاتش باشد، بلكه تمام خلق و آفريدگان او محتاج و نيازمند خداوند مى‏ باشند.

پرسيد: چه فرقى است ميان اينكه دستان خود را به آسمان بالا بريد يا به زمين پايين بريد؟

امام صادق عليه السّلام فرمود: اين در علم و احاطه و قدرت او مساوى و برابر است، ولى خداوند عزّ و جلّ اوليا و بندگانش را امر فرموده دستان خود را رو به آسمان سمت عرش بالا برند، زيرا خداوند آن را معدن رزق قرار داده است، پس ما مطابق با آيات قرآن و سخنان رسول خدا سخن: «دستان خود را به سمت خدا بالا بريد» را ثابت كرديم، و اين مورد اجماع امّت است.

و از ديگر پرسش هايش يكى اين بود كه: چرا جايز نيست كه خالق عالم بيش از يك نفر باشد؟

فرمود: سخن تو از دو حال خارج نيست: يا هر دو قديم باشند؛ قوى يا ضعيف، يا اينكه يكى قوى و ديگرى ضعيف، پس اگر هر دو قوى باشند چرا يكى از آنها ديگرى را دفع نمى ‏كند، و خود پروردگار باشد، و اگر فكر مى‏ كنى يكى از آنها قوى و ديگرى ضعيف است؛ ثابت مى‏ شود يكى از آنها بنا به گفته ما ضعيف و ناتوان است، و اگر معتقدى كه خدا دو تا است پس هر دوى آنها از هر جهت متّفق مى ‏باشند، يا از هر لحاظ با هم تفاوت دارند، ولى با ديدن آفرينش منظّم: كشتى جارى، آمد و شد شب و روز، خورشيد و ماه، همه و همه دلالت بر صحّت و هماهنگى امر نموده و در نهايت اينكه مدبّر در همه يكى است و واحد.

منبع : کتاب شریف الاحتجاج/طبرسی

افزودن نظر


تاریخ امروز

امروز : يكشنبه
25. آذر 1397
7. ربيع‌الثاني 1440
16. دسامبر 2018

اوقات شرعی



آخرین نظرات